تاريخ : جمعه ٥ مهر ۱۳٩٢ | ۳:۱٧ ‎ق.ظ | نويسنده : آسمان فردوس

استادی در شروع کلاس درس ، لیوانی پر از آب به دست گرفت . آن را بالا برد که

همه ببینند . بعد از شاگردان پرسید:به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟

شاگردان جواب دادند :50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم. استاد گفت : من هم بدون

وزن کردن نمی دانم دقیقا وزنش چقدر است. اما سوال من این است : اگر من

این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

شاگردان گفتند : هیچ اتفاقی نمی افتد. استاد پرسید : خب ، اگر یک ساعت

همین طور نگه دارم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ یکی از شاگردان گفت : دستتان کم

کم درد می گیرد. استاد دوباره پرسید : حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟

شاگرد دیگری گفت : عضلاتتان به شدت تحت فشار قرار می گیرند و فلج می

شوند و مطمئنا کارتان به بیمارستان خواهد کشید.استاد گفت : خیلی خب .

ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟ شاگردان جواب دادند : نه. او

مجددا پرسید : پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود ؟ و در عوض

من چه باید بکنم؟ شاگردان گیج شدند . یکی از آنها گفت : لیوان را زمین

بگذارید. و استاد ادامه داد : دقیقا!! مشکلات زندگی هم همین است . اگر آنها را

چند دقیقه در ذهن نگه دارید ، اشکال ندارد . اگر مدت طولانی تری به آنها

فکرکنید ، به درد خواهند آمد . اگر بیشتر از آن نگهشان دارید ، فلجتان می کنند و

دیگرقادر به انجام کاری نخواهید بود . فکر کردن به مشکلات زندگی مهم است .

اما مهمترآنست که در پایان روز و پیش از خواب آنها را روی زمین بگذارید به این

ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرید . هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و

قادرخواهید بود از عهده هر مسئله و چالشی که برایتان پیش آمده برآیید.