تاريخ : پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٢ | ۳:۱٢ ‎ق.ظ | نويسنده : آسمان فردوس

زکریا بن آدم می‏ گوید: خدمت‏ حضرت رضا (علیه السلام) نشسته ‏بودم که امام جواد(علیه

السلام)را پیش او آوردند. پس آن حضرت از چهار سال کمتر بود. حضرت جواد(علیه السلام)

دست هایش را بر زمین نهاد، سرش را به طرف آسمان ‏بلند کرد و در فکری عمیق فرو رفت.

امام رضا(علیه السلام) فرمود: جانم ‏فدایت چرا در فکری؟ امام جواد(علیه السلام) فرمود: به

آن چه درباره مادرم ‏زهرا(علیها السلام) انجام شد، می‏ اندیشم. به خدا سوگند، حق

قاتلانش آن است که ‏اگر دستم به آن ها برسد، آنان را سوزانده، تکه تکه کنم و ریشه‏ شان

را بر کنم.

 در این هنگام، امام رضا(علیه السلام) او را در آغوش ‏کشید، میان دو چشمش را بوسید و

فرمود: پدر و مادرم فدایت، به ‏راستی که تو لایق امامت‏ شیعه هستی.

 


من عاشق این روایت هستم و هر بار که دلم برای بانویم تنگ می شود آن را در ذهنم مرور

می کنم و اشک می ریزم.چون مدتی نیستم چند روز زودتر شهادت جانگداز امام عزیزم

حضرت جواد .ع. را به تمامی دوستانم تسلیت عرض می کنم...فدای مظلومیتشان بروم که

نامشان همیشه مرا به یاد بانویم می اندازد...یا زهرا.