تاريخ : چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ | ۱:٢٧ ‎ق.ظ | نويسنده : آسمان فردوس

امشب به یادت پرسه خواهم زد غریبانه

در کوچه هایِ ذهنم ـ اکنون بی تو ویرانه ـ

پشتِ کدامین در،کسی جز تو تواند بود؟

ای تو طنینِ هر صدا و روحِ هر خانه!

اینک صعودم تا به اوجِ عشق ورزیدن

با هر صعودِ جاودان،پیوندِ پیمانه

امشب به یادت مستِ مستم تا بِتَرکانم

بغض ِ تمام ِ روزهایِ هوشیارانه

بین تو و من این همه دیوار و من با تو

کز جان گره خورده است این پیوندِ جانانه

چون نبضِ من در هستی ام پیچیده، می آیی

گیرم که از تو بگذرم سنگین و بیگانه

گفتم به افسونی تو را آرام خواهم کرد

عصیانیِ من!ای دل!ای بی تابِ دیوانه!

امشب ولی می بینمت دیگر نمی گیرد

تخدیرِ هیچ افیون و خوابِ هیچ افسانه