تاريخ : پنجشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٢ | ۳:٥۸ ‎ق.ظ | نويسنده : آسمان فردوس

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

ای که بستی راه را بر فاطمه در کوچه ها

گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود

 

بی شک همه به دفعات این دو بیت زیبا را شنیده اید.شعر فوق العاده زیبایی که بارها در پیامک های گوشی ها رد و بدل شده و می شود.و البته اصل شعر همین است که من از خود شاعر شنیدم ولی متاسفانه این شعر و کلماتش خیلی در گوشی ها اشتباه نوشته می شود.خیلی ها دوست دارند شاعر این دو بیت زیبا را بشناسندکه کسی نیست جز«دکتر محمود رفیعی»جانباز سرفراز قزوینی.

دکتر رفیعی که عضو هیئت علمی ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی تهران بودند،و سال ها با مجروحیتی که از دفاع مقدس به یادگار داشتند و در آن دوران هجده گلوله خورده و از ناحیه پا و سینه مجروح بودند،شهید زنده ای بودند در میان ما که بالاخره سه شنبه روز عرفه با نائل شدن به درجه رفیع شهادت در بین دوستان آسمانی خود به خاک سپرده شدند.

این حقیر چند سال پیش در محفلی بودم که ایشان هم حضور داشتند و فوق العاده زیبا شعرهایشان را  می خواندند و خاطرات جنگ را بیان می کردند؛که البته توفیقی بود.بسیار مهربان و متواضع بودند.خوشا به پرواز این عزیز...

ایشان می گفتند:«یا علی گفتن خرج دارد،یا حسین گفتن خرج دارد، یا ابوالفضل گفتن هم خرج دارد،گاهی باید از پولت خرج کنی و گاهی از جانت! شما را به فاطمه زهرا.س.ولایت را تنها نگذارید، اگر کوتاهی در این زمینه داشته باشیم مطمئنا در قیامت شرمنده مادرمان خواهیم شد.»

این شعر زیبا نیز از دکتر رفیعی است:

جاده مانده است و من و این سر باقیمانده      
رمقی نیست در این پیکر باقیمانده
نخلها بی سر و شط از گل و باران خالی       
هیچکس نیست در این سنگر باقیمانده
گر چه دست و دل و چشمم همه آوار شده
باز شرمنده ام از این سر باقیمانده
روز و شب گرم عزاداری شب بوهاییم
من و این باغچه پرپر باقیمانده
پیشکش باد به یکرنگیت ای مرد ترین
آخرین بیت در این دفتر باقیمانده
تا ابد مردترین باش و علمدار بمان
با تو ام ای یل نام آور باقیمانده