تاريخ : شنبه ٤ آبان ۱۳٩٢ | ٩:۱٥ ‎ق.ظ | نويسنده : آسمان فردوس

من آسمان پر از ابرهای دلگیرم

اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم

من آن طبیب زمین گیر زار و بیمارم

که هر چه زهر به خود می دهم نمی میرم

من و تو آتش و اشکیم در دل یک شمع

به سرنوشت تو وابسته است تقدیرم

به دام زلف بلندت دچار و سردرگم

مرا جدا مکن از حلقه های زنجیرم

درخت سوخته ای در کنار رودم من

اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم...

" مرا ببخش که ابری و طوفانی و تیرم...سعی می کنم این ابرهای دلگیر را کنار بزنم... "