تاريخ : چهارشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩۳ | ۸:۱٥ ‎ق.ظ | نويسنده : آسمان فردوس

یک درخت پیرم و سهم تبرها می‌شوم

مرده‌ام، دارم خوراک جانورها می‌شوم

بی‌خیال از رنج فریادم تردّد می‌کنند

باعث لبخند تلخ رهگذرها می‌شوم

با زبان لال خود حس می‌کنم این روزها

هم‌نشین و هم‌کلام کور و کرها می‌شوم

هیچ‌کس دیگر کنارم نیست، می‌ترسم از این

این‌که دارم مثل مفقودالاثرها می‌شوم

عاقبت یک روز با طرز عجیب و تازه‌ای

می‌کشم خود را و سرفصل خبرها می‌شوم!