تاريخ : سه‌شنبه ٧ آبان ۱۳٩٢ | ۸:٤۸ ‎ب.ظ | نويسنده : آسمان فردوس

سکوت کوچه‌های تارِجانم، گریه می‌خواهد

تمام بندبند استخوانم، گریـــــه مـی‌خواهد

ببار ای ابر باران‌زا! میان شعرهای مـن

که بغض آشنای آسمانم، گریه می‌خواهد

بهاری کن مرا جانـــا! که من پابند پاییزم

و آهنگ غزلهای جوانم، گریه مـی‌خواهد

نمی‌خواهم دگر آیینه راچشمان من مُردند

که در متنش نگاه ناتوانم، گریه می‌خواهد

چنان دق کرده احسـاسم میان شعر تنهایی

که حتی گریه‌های بی‌امانم، گریه می‌خواهد