تاريخ : یکشنبه ٢ آذر ۱۳٩۳ | ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ | نويسنده : آسمان فردوس

من از تبار تیشه‌ام ، با من غمی هست

در ریشه‌ام احساس درد مبهمی هست

بـر گیسوانـم  بـوسـه زد  روزی خداوند

در سرنوشتم راه پر پیچ و خمی هست

وقتی مرا با خاک یکسان خواست، یعنی

در نقشــۀ جغرافیــای من بمی هست

سهــم من از شادی شبیه آفتـاب است

او هم نمی‌داند که حتی شبنمی هست!

جز زخم، این دنیا نخوردم تلخ و شیرین

آیا  در آن دنیـــا امید مرهمــی هست؟

 

پی نوشت آسمان: "عشق اسطرلاب اسرار خداست."