تاريخ : دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳ | ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ | نويسنده : آسمان فردوس

 

چهل و سه شبانه روز بغض ِ مدام، شعر نیست!

فردا می شود چهل و چهار

چهل و پنج

...

این بغض ِ مدام

اغراق هم نیست!

و تو تا پیش از برگشتنت

هر روزی که چشمت به این شعر افتاد...

گفتم "شعر"؟!

هر روزی که چشمت به این حقیقت افتاد

به این روزها اضافه کن

مثلا بخوان پنجاه و یک...

پنجاه و دو...

...

مثلا شب تولدم بخوان:

شصت و هشت روز تمام

به وقتِ گریه، گریه

به وقتِ عادی، بغض ِ مدام

به وقتِ بیداری، سیر و سرکه و دل دل

به وقتِ خواب، هزارباره پریدن

...

به خدا این ها شعر نیست

این ها حتی درد هم نیست

تن ِ دنیا

از درد های کاری تَری پاره پاره است

این ها

فقط حقیقت دارند

همین.