تاريخ : جمعه ۱٧ بهمن ۱۳٩۳ | ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ | نويسنده : آسمان فردوس

بازآ، دلم ز گردش دوران شکسته است

چون کشتی از تهاجم طوفان شکسته است

آیینه خیال نهادم به پیش روی

دیدم که قلبم از غم هجران شکسته است

عمری در آتشیم و تو را ناله می‌کنیم

فریادمان به کوی و خیابان شکسته است

دیگر نوای ما ننوازد نی فراق

این ناله در گلوی نِیستان شکسته است

ما تیغ غیرتیم ولی در نیام غم

زنگار بی‌تحرّک دوران شکسته است

ما را خیال روی تو بی‌تاب می‌کند

عقد بلور اشک، به دامان شکسته است

درمان حسرت دل ما دیدن تو بود

بازآ که بی‌تو شیشه درمان شکسته است

در رهگذار عشق، گدایان حضرتیم

در این مسیر، کلک «پریشان» شکسته است

محمدحسین حجّتی (پریشان)