تاريخ : سه‌شنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩۳ | ٩:٠۸ ‎ق.ظ | نويسنده : آسمان فردوس

در سلسلۀ عشق تو مغموم و صبورم

نازم بکش ای دوست که مظلوم و صبورم

رندان همگی فرصت دیدار تو دارند

غیر از منِ دل ساده که محروم و صبورم

در شهرِ تو ای دوست،چنین زار و غریبم

در دست تو امروز،چنان موم و صبورم

دل بد مکن،اندیشۀ پرواز ندارم

حاجت به قفس نیست که مصدوم و صبورم

هرگز نکنم عشق تو را پیشِ کسی فاش

در پردۀ اسرار تو مکتوم و صبورم

دنیای عجیبی است ز آلودگیِ خلق

گریانم از این درد که معصوم و صبورم