تاريخ : دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٤ | ٦:٠٠ ‎ب.ظ | نويسنده : آسمان فردوس

حالا هی قدم بزن

قدم به قدم

به قدرِ همین مزارِ بی‌نام و سنگ،

سنگ بر سنگِ خاطره بگذار

تا ببینیم این بادِ بی‌خبر

کی باز با خود و این خوابِ خسته،

عطرِ تازۀ چای و بوی روشنِ چراغ خواهد آورد!


راستی حالا

دلت برای دیدنِ یک نَم‌نَمِ باران،

چند چشمه، چند رود و چند دریا گریه دارد!؟


حوصله کن بُلبُلِ غمدیدۀ بی‌باغ و آسمان

سرانجام این کلیدِ زنگ‌زده نیز

شبی به یاد می‌آورد

که پُشتِ این قفلِ بَد قولِ خسته هم

دری هست، دیواری هست

به خدا ... دریایی هست!

 

" این عکس گل های مینا رو سه ساعت پیش با گوشی ام گرفتم.تقدیم شما آسمانی ها "