تاريخ : جمعه ۳٠ امرداد ۱۳٩٤ | ۱:٠٧ ‎ق.ظ | نويسنده : آسمان فردوس

کدام نقطۀ این خاک زیر پای تو نیست

کدام پارۀ خورشید آشنای تو نیست

بگو کدام نسیمِ شکفته در وادی ست

که ذهنش آینه بندانی از صفای تو نیست

کدام جاده بگو می رساندم تا تو؟

کدام سوی افق را نشان پای تو نیست

منم که گم شده ام ای عزیزِ پیدایم!

منی که هر نفسم گریه ای برای تو نیست

امید شیعه!چرا از سفر نمی آیی؟

که زخم کهنۀ ما را به جز دوای تو نیست

در انتظار تو این جان به تنگ آمده است

بیا بیا که به سرها به جز هوای تو نیست!

پروانه نجاتی