تاريخ : چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٤ | ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ | نويسنده : آسمان فردوس

تو چه دانی که پس ِ هر نگهِ  سادۀ من

چه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست ؟

یا نگاهِ تو ، که  پُرِ عصمت و ناز

بر من افتد ، چه عذاب و ستمی ست

دردم این نیست ولی

دردم این است که من بی تو دگر

از جهان دورم و بی خویشتنم

پوپکم ! آهوکم !

تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم!

مگرم سوی تو راهی باشد

چون فروغ نگهت

ورنه دیگر به چه کار آیم من

بی تو ؟ چون مردۀ چشم سیهت     

منشین اما با من ، منشین!

تکیه بر من مکن! ، ای پردۀ طنازِ حریر!

که شراری شده ام..

پیوست آسمان:

این شعر زیبا تنها بخشی از سرودۀ کامل مهدی اخوان ثالث بود.امروز سالگرد م. امید بود.