تاريخ : جمعه ٦ شهریور ۱۳٩٤ | ٤:٤٢ ‎ق.ظ | نويسنده : آسمان فردوس

نیستی کم! نه از آیینه نه حتی از ماه

که ز دیدار تو دیوانه ترم تا از ماه

من محال است به دیدار تو قانع باشم

کی پلنگی شده راضی به تماشا از ماه؟!

به تمنای تو دریا شده ام! گر چه یکی است

سهم یک کاسۀ آب و دل دریا از ماه

گفتم این غم به خداوند بگویم، دیدم

که خداوند جدا کرده زمین را از ماه

صحبتی نیست!اگر هم گِله ای هست از اوست

می تـــــوانیم برنجیم مگر مـــا از ماه!