تاريخ : شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٤ | ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ | نويسنده : آسمان فردوس

تو آن بُتی که پرستیدنت خطایی نیست

وگر خطاست مرا از خطا ابایی نیست

بیا که در شب گرداب زلف موّاجت

به غیر گوشۀ چشم تو ناخدایی نیست

درون خاک، دلم می تپد هنوز اینجا

به جز صدای قدم های تو صدایی نیست

نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون

که هر کجا خبری هست ادعایی نیست

دلیل عشق فراموش کردن دنیاست

و گرنه بین من و دوست ماجرایی نیست

سفر به مقصد سر در گمی رسید چه خوب

که در ادامۀ این راه ردّ پایی نیست