عطر نرگس های چشمم ــ سرودۀ سیمین بهبهانی

بی تو هیچم، هیچ! ــ همچون سال، بی ایامِ خویش

بی تو پوچم، پوچ! ــ همچون پوست، بی بادامِ خویش

ای تو همچون غنچه، عطرِ عصمتم را پاسدار

ای پناهم داده در خلوتگهِ آرامِ خویش

ای تو روشن تر ز هر مقیاس، با دیدار تو

دیده ام صد کهکشان خورشید را، در شامِ خویش

ای تو در من هرچه مستی، ای تو در من هرچه شور

خونِ تاکستانِ هستی، کرده ام در جامِ خویش

عطرِ نرگس های چشمم، با نسیمِ هر نگاه

تا بهارِ سبزِ چشمت، می برد پیغام خویش

در تو خواهم خفت، همچون قطره در دریایِ ژرف

در تو خواهم جُست، هم آغاز و هم فرجامِ خویش

در خزانِ عمرم و، در سینه پروردم بهار

در شگفتم از شکفتن هایِ بی هنگامِ خویش

در تنم جاری ست صدها چشمه نور سرخ و سبز

 با تو دارم نشئه ی رنگینی از اوهامِ خویش

آشنایِ پیکرم دستی به جز دستِ تو نیست

گرچه نام دیگری را بسته ام بر نام خویش


از کتاب مجموعه اشعار سیمین بهبهانی | نشر نگاه | صفحۀ 464 | چاپ سوم 1385


پیوست آسمان:

" متاسفانه در فضای مجازی مخصوصا در کانال های تلگرام نوشته های بسیاری را به

نام سیمین بهبهانی نشر می دهند. کاش مردم مطالعۀ بیشتری می کردند و ناآگاهانه هر

مطلب و نوشته های را نشر ندهند. انگار فراموش کرده اند این بانوی غزل؛ شاعر بوده

اند تا نویسنده. متاسفم برای افرادی که بی مطالعه هر نوشته و شعر ضعیفی را به سیمین

بهبهانی نسبت می دهند. خواهش می کنم.. بخشی از زندگی روزانه خود را به مطالعه و

کتاب خواندن اختصاص دهید..! متشکرم. "

 


/ 0 نظر / 24 بازدید