از روزهای منِ بی تو می ترسم

وقتی زمین خوردم و از درد به خودم پیچیدم؛
از ناخودآگاهِ قلبم، اسمِ تو را صدا زدم چندین بار شکسته دل صدایت کردم
اما جز تنهایی دور و برم نبود
کف دستانم را روی خاکیِ آسفالت گذاشتم و با ضعف برخاستم
از دیوار گرفتم و آرام آرام قدم هایم راهِ خانه ام را پیش گرفت..

چند ساعت بعد وقتی به آن لحظه فکر کردم؛
از خودم ترسیدم..
اینکه در لحظه های سختِ زندگی در اوج های درد، نامِ تو زمزمه ام می شود. / آسمان

آسمان فردوس _ 5 بهمن ماه 1396 _ ساعت 8:28 صبح
/ 10 نظر / 646 بازدید
ashegh-bi-gharar

سلام..این وب جدیدم هستش http://asheghe-bi-gharar.blogfa.com/

yaldayi

وقتی انقد غمگین مینویسی نگرانت میشم !

yaldayi

امید وارم واقعیت نباشه !

asemangoon

ashegh-bi-gharar@ سلام متشکرم که آدرس جدیدتون رو گذاشتید. وب جدیدتون رو تبریک میگم. ان شاء الله در اولین فرصت سر می زنم

asemangoon

yaldayi@ یلدای جان واقعیت رو نوشتم یادداشت های روزانه ی زندگیم بود. نگرانم نشو عزیز دلم مهم اینه که این روزها هم می گذره

the-toranj

تا بوده و هست زمین خوردن انسان بوده. امید وارم با این واقعیت کنار آمده باشید و پس از هر زمین خوردن دست روی زانو بزارید و بلند شید و ادامه بدید

asemangoon

the-toranj@ درسته. منظورم اشاره به زمین خوردنم نبود اون اتفاق یه فلش بک بود به یه حس درونی. همین طوره خدا رو شاکرم که همیشه دست روی زانوم گذاشتم برخاستم ادامه داد زندگی همیشه در جریان هست

fardabook

فروشگاه اينترنتي کتاب فردا با بيش از 100 هزار عنوان کتاب داراي کاملترين مجموعه از کتاب هاي فني و مهندسي ,حقوق,علوم انساني,مديريت,روانشناسي و... ميباشد که اماده ارائه خدمت به شما هموطنان عزيز ميباشد

dr-yab

https://doctor-yab.ir/Search/City-7/Takhasos-1041/

charmwish

عالی:) لطفا منو هم دنبال کن