طلوع روزهایم به سلام اوست

خدای مهربانم..!
من یک نفر را دارم که
وقتی می خندد چشمانش هم می خندد
اصلا لبخندهای این آدم برایم مسری است.

خدای من.. روزها و
شبانه هایی که پایتخت درد می شوم؛
نگاهش که می کنم دردم کمتر می شود
سلام او، طلوع روزهایم است

خدا اگر او را از من بگیری.. نه!
دیدی یک بار حس کردم او را از من گرفته ای؛
چطور همه چیز زندگی ام،
بی آنکه بخواهم پریشان شد؟! نه!
اما.. خدا؛
می دانم اگر مرا از زندگی او بگیری؛
اتفاق خاصی برای او نخواهد افتاد. نمی دانم..
بغض دلتنگی در قلبم ساز غم می نوازد
تمام این ها به کنار؛ لبریز شادی ام از بودنش.

آسمان فردوس - ٢٥ دی ماه ١٣٩٦ - ٢٣:٥٩
/ 1 نظر / 77 بازدید