طلوع کن جانم تا ابرها کنار روند

از پنجرۀ اتاقم به بیرون خیره می شوم

هوا کاملا ابری است

دیشب دوباره دیر خوابم برد از درد و صبح زود بیدار شدم از شوق

بهانۀ قشنگِ روزهایم.. ؛

هنوز چشم نگشودی؟ طلوع کن جانم تا ابرها کنار روند..!

حتی گنجشک های روی پلۀ اتاقم بیدار شده اند و صدایم می کنند.

برخیز مسیحای من..! / آسمان فردوس


آسمان فردوس _ جمعه 24 فروردین ماه 1397 _ ساعت 9:11

/ 0 نظر / 670 بازدید